تبليغاتX
تله پاتی

تله پاتی

گاه (و بی گاه) نوشت های من

بعد از انتخابات آنقدر تحلیل های مختلف و اظهار نظرهای متفاوت از این و آن شنیده ام که تقریبا خسته شده ام. شاید بگویم تعداد تحلیل هایی که در این مدت شنیده ام و دیده ام به عدد نفوس است! منظورم نه مباحث مربوط به این طرف و آن طرف است که آن قضایا اظهر من الشمس است. کمی از فضاهای سبز و سرخ و قهوه ای که خارج شویم و مسائل را آرام تر بررسی کنیم تازه می بینیم که نه، قضیه به همین راحتی ها هم نیست. فقط اگر نظرات و تحلیل های به اصطلاح احمدی نژادی ها را بخواهم واکاوی کنم به نگاه ها و تحلیل های بسیار متفاوت و در بعضی موارد کاملا متناقض می رسم. هنوز هم برای خودم بسیاری از قضایا چندان شفاف و واضح نیست. لفاظی و حرافی البته تا دلت بخواهد می توان کرد. ولی این لفاظی ها راه به جایی نمی برد. آن ها که از بیرون نظاره می کنند شاید می پندارند که این سوی واقعه همه ی تحلیل ها و برداشت ها و رویکردها یکی است. شاید بتوان گفت برداشتی که این طرف ماجرا از فضای آن طرف دارد تا حد زیادی شفاف تر از برداشت آن طرفی های ماجراست. ما می دانیم همه ی سبزها-یعنی آن ها که به موسوی رای دادند- ضد انقلاب نیستند. ما میدانیم که همه ی آن ها از خارج خط نگرفته اند. ما می دانیم عده ای به موسوی رای دادند که نگران انقلاب بودند... خلاصه ما می دانیم که گروه های مختلفی در آن سوی میدان بودند که چندان هم ربطی به هم نداشتند. (فعلم ماضی است چرا که حالا قضیه بسیار شفاف تر است و اوضاع با گذشته تفاوت دارد) و این البته فقط در مورد مردم عادی صادق نیست. بل که درباره خواصی که به میرحسین موسوی رای داده اند هم صادق است. بماند که در باره ی تحلیل افرادی که سمت موسوی رفتند می توان قلم فرسایی ها کرد.


مطلب کامل را اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 0:31  توسط من  | 

محمدرضا باهنر و محمدرضا خاتمي

"معتقدم صحبت كردن مردم درباره دستگيري سران فتنه اشكال ندارد اما ما كه خودمان را جزو خواص مي دانيم، خيلي ضرورت ندارد كه فكر كنيم نظام به دنبال نامه يا فشار ماست و اگر فشار بياوريم، نظام موسوي را دستگير مي كند. ما نبايد دنبال جريان سازي باشيم."!!
این گل واژه ها از زبان محمدرضا باهنر دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین بیرون آمده است. حضرتش تلویحا خواص را از زیر بار مسئولیت خلاص کرده اند. باید جزء خواص بود. اما خواص بی رنگ و بو. خواص بی خاصیت. باید شیئ بود...
باهنر البته قبول دارد که جریانی که فتنه های اخیر را به راه انداخته می خواهد ریشه ی نظام جمهوری اسلامی را بزند. "در اينكه جرياني كه هم اكنون راه افتاده و همسو با دشمنان انقلاب است و مي خواهد ريشه نظام جمهوري اسلامي را بزند، كسي ترديد ندارد." اما نمی تواند نگرانی خود را از حذف این جریان انکار کند.
"گروهي ديگر معتقدند حال كه چنين اتفاقي افتاد، موقعيتي پيش آمده است تا با همه كساني كه در گذشته هم حركتي ضد انقلابي داشته اند، برخورد قاطع شود كه به نظر مي رسد اين تاكتيك اخير كار را مشكل تر مي كند و برخي با ارائه اين تاكتيك به دنبال حذف برخي افراد از ادارات و همچنين از دايره ‏13‏ ميليوني هستند.
از تاكتيك هاي مهم اين است كه در برخورد و محاكمه سران فتنه فضا محدود شود و حتي الامكان افراد كمتري محاكمه شوند."
باید جزء خواص بی خاصیت بود. خواص بی رنگ و بود. باید شیئ بود. گفته اند "تعرف الاشیاء باضدادها." اشیاء به اضدادشان شناخته می شوند. باهنر اگر نگران حذف جریان فتنه گر است نه از آن روست که درد جامعه ی باز و چند صدایی و از این خزعبلات دارد. او نگران خودش است. اشیاء آن طرف که از بین بروند چیزی از اشیاء این طرف هم نمی ماند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 17:50  توسط من  | 

چند روز پيش روزنامه ي تهران امروز تيتر زده بود: "معتدل ها به صحنه آمدند". با تصاويري از تعدادي از علما،علي لاريجاني، محمدباقر قاليباف، علي مطهري و عمادالدين افروغ! شكر خدا قبل از زيارت حضرت عزرائيل –عليه السلام- معناي معتدل را هم درك كرديم تا بي معرفت چشم از جهان فرو نبنديم! البته روزنامه ي تهران امروز مي توانست از سخنان گهربار ديگر نيروهاي معتدل سياسي ايران مانند برادر محسن رضايي و عبدالله شهبازي هم در جهت غناي بيشتر گزارشش استفاده كند!



علي لاريجاني: "در اينجا لازم است عرض كنيم كه ما حساب جريان‌هاي سياسي داخل انقلاب نظير جريان‌هاي موسوم به چپ در نظام را از چنين افراد ضد انقلاب جدا مي‌نماييم، چه آنان كه عموما حسن سابقه در سيانت از انقلاب و تعلق خاطر به انقلاب و آرمان‌هاي امام خميني (ره) داشتند (مثل میرحسین موسوی، مهدی کروبی، سیدمحمد خاتمی و...!!) اما انتظار هم داشتيم برخي از آقايان كه در حوادث انتخابات اعتراضاتي داشتند به هوش بيايند، با اين همه عماره و بينه مسير خود را به طور روشن از اين جريان زشت‌ كار جدا كنند."
عماد افروغ: "اخيرا در كنار پيشنهادات خوبي كه مطرح شده بنده يك پيشنهاد به مقام معظم رهبري ارائه كردم مبني بر اينكه با توجه به شرايط حساس كنوني ايشان مبادرت به تشكيل جمعي از چهره‌هاي سياسي و فرهنگي و روشنفكران و عالمان متعادل و ملتزم به اصول اساسي جمهوري اسلامي كرده و ماموريتي به اين افراد داده شود تا مسائل را احصا كرده و راه‌حل‌هاي اصلاحي خود را در اين خصوص مطرح كنند و اين راه‌حل‌ها در اختيار معظم‌له قرار گرفته و ايشان حسب تشخيص خود آن را به كار گيرند. اين بازوي اجرايي و مشورتي خوبي است چرا كه مشورت اصل ريشه‌دار و ديني در كشور ماست و هرچه اين مشورت جامع‌الاطراف‌ تر باشد و سلايق و نظرات مختلف در آن مطرح شود تصميم‌گيري‌ها مساعدتر خواهد بود. يكي از سازوكارهاي اجرايي حسب توجه به جايگاه ويژه ولايت فقيه است با در نظر گرفتن اينكه ايشان اختيارات و جايگاه ويژه‌اي دارند."
محسن رضايي: "همانطور كه بارها اعلان كرده ام ضروري است عقلا و نخبگان از حالت تماشاچي خارج شوند و افراط گرايان را از صحنه خارج كنند. من از پيشگاه ملت ايران و حضرت اباعبدالله عذر مي‌خواهم كه براي اولين بار است كه كشور در وضعيت نامطلوبي قرار گرفته است و من و دوستانم به دليل محدوديت در اختيارات و ابزار قانوني و براي كمك به ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي كاري بيشتر از آنچه انجام شده، نتوانستيم انجام دهيم، به همين دليل در مقاطع مختلف به مسئولان و فعالان سياسي هشدارهاي لازم را داده‌ايم."
علي مطهري: "گروه حامی دولت باید به آزادی بیان به عنوان یکی از اصول انقلاب اسلامی بنگرد و بی جهت مانع بیان افکار منتقدان و مخالفان نشود . چرا در 16 آذر به دانشجویان اجازه نمی دهیم که در داخل دانشگاه هر شعاری که دلشان می خواهد بدهند تا تخلیه روحی و روانی شوند، بلکه عده ای را با اتوبوس به آنجا می بریم تا مراسم آنها را به هم بزنند. چرا اجازه برگزاری مجالس ترحیم آیت الله منتظری را نمی دهیم ...
فضای امنیتی در کشور از بین برود و مسئولان امنیتی و اطلاعاتی از ادعای واهی انقلاب مخملی و براندازی نرم و تدارک براندازی نظام از چند ماه قبل از انتخابات با همکاری خارجیها دست بردارند و حوادث پس از انتخابات را ناشی از جاه طلبی ها و هواهای نفسانی و توهمها و بی انصافی های خودمان و نه دخالت خارجی ، و ناشی از سوء مدیریت بحران بدانند و از خشونتی که بعد از انتخابات در حق مردم روا داشته شد عذر خواهی نمایند."
براي تفريح بيشتر مي توانيد این یادداشت علي مطهري را هم بخوانيد.
عبدالله شهبازي: "از طريق تماس تلفني با افراد متعدد در نقاط مختلف تهران، جمعيت معترض (روز عاشورا) را حدود دو ميليون نفر تخمين مي‌زنم که در دسته‌هاي کوچک و بزرگ پراکنده بودند...
تنها راه خروج از وضع کنوني، تفويض مديريت بحران، با اختيارات تام، به هاشمي رفسنجاني است. رفسنجاني مي‌تواند اين بحران را، با درايت و قاطعيتي که معمولاً در اين گونه موارد از او ديده‌ايم، و نيز با توجه به جايگاه شيخوخيت که در ميان رجال سياسي و علماي ديني و مردم کسب کرده، هدايت کند. بياد بياوريم دوران جنگ را که امام خميني (ره) مديريت جنگ را به هاشمي جوان سپردند. رفسنجاني سالخورده اينک بسيار باتجربه‌تر از آن روزهاست. وظيفه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز همين است. تا دير نشده چنين کنيم."


با احترام به گوش قرمز، واژه ي "معتدل" را در يكي از فرهنگ هاي لغت كاملا جديد كه هنوز به زيور طبع آراسته نشده بررسي مي كنيم:
معتدل: ابله/ آنكه هر چه به ذهنش مي آيد فورا بيان مي كند/ تحصيل كرده/ دكتر، نظامي يا استاد دانشگاهي كه علاقه مند به دنياي سياست است/  حزب باد/ مخالف دولت/ آنكه هميشه نيشش باز است/ آن كه هميشه سگرمه هايش درهم است/ آن كه به همه حال مي دهد جز جمهوري اسلامي/ كم حرف/ پر حرف/ خوشحال
مثال از فروغي لاري:
از صفاي سينه و آرام دل/ گشته ام من در سياست معتدل


ابله ها ممكن است به بهشت بروند. منافقان بعيد است به اين راحتي...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 17:11  توسط من  | 

می شناسد شاعر فحل سخنور تیغ را
در خروش آرد زبان سرخ باور تیغ را
یا که صیقل می زند حنجر به حنجر تیغ را
آن که دیده در کف مولا دو پیکر تیغ را
کی شناسد شاعر نامرد کافر تیغ را


مطلب کامل را اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 13:30  توسط من  | 

ماه مبارک رمضان چند بار روی گوشی م تماس گرفته بود. هر بار به دلیلی- یا بهانه ای!- فرصت جواب دادن نداشتم. بعد از ماه مبارک گفتم سراغی ازش بگیرم. درست نبود این همه زنگ زده بود. خودم هم دلم می خواست باهاش حرف بزنم. نمی دانم اول به موبایلش زنگ زدم یا نه. در نهایت تماس گرفتم منزلشان:

-سلام
-سلام علیکم
-ببخشید آقا مهدی تشریف دارن؟
- نه آقا مهدی خونه نیستن.
- کی تشریف میارن؟
- والا آقا مهدی رفته ن سفر.
- اِ؟! خب. به سلامتی. انشالا کی برمی گردن؟
- والا رفتنشون با خودشون بود. برگشتنشون با خداس.
-....!!
- آقا مهدی رفتن چین برای درس خوندن! 7 سال دیگه....
-
.....

***

مهدی شفیع زاده

مهدی شفیع زاده. فارغ التحصیل رشته ی نقاشی از دانشگاه هنر اصفهان. با دستی بسیار قوی در طراحی و نقاشی. و مسلط به تصویر سازی رایانه ای. سنش را درست نمی دانم. باید زیر پنجاه سال باشد!! مجرد. از فعالان بسیج دانشجویی هنر اصفهان. رزمی کار. سابقه ی دوستی مان حداکثر به 5 سال می رسد. یا شاید کمی بیشتر. دوستی مان هم هیچ ارتباطی به اصفهانی بودن من و اصفهان درس خواندن او نداشت. خیال کنید وسط خیابان با هم آشنا شدیم. یا یک دوست مشترک به هم معرفی مان کرد. یا... مهم نیست. بعدها فهمیدیم بچه محل هم هستیم. این اواخر هم در خانه شان یک کارگاه آموزش هنر راه انداخته بود و علاقه داشت بچه های مذهبی را آموزش بدهد. من هم قرار بود یکی از شاگردانش باشم، ولی نشدم! سابقه ی تدریس هنر پیش دانشگاهی و تصویرسازی برای موسسه ی تبیان هم دارد. سوابق دیگرش را نمی دانم. خوش فکر و خوش بیان و خوش سیما و...! چهره اش می تواند شبیه به شهید دیالمه باشد! امیدوارم عاقبتش هم به او برود! دوست بسیار با شعوری است. و با مطالعه. و متواضع. حالا که رفته چین ظاهرا از خر شیطان پایین آمده و کمی محاسنش را کم کرده. شاید از ترس تروریست شدن! می دانستم که می خواهد برود. کی و کجایش را نه. بعد از روزی که تماس گرفتم منزلشان و گفتند خانه نیست کلی دلم سوخت. شاید می توانستم قبل از رفتن یک دل سیر ببینمش و گپ بزنیم. به هر حال چون تا قبل از آن ارتباط ای میلی نداشتیم آدرس ای میلش را نداشتم. تا بالاخره یه کامنت مخفی برایم گذاشت و ....

قصد دارد رشته ی نقاشی چینی بخواند. فعلا مشغول خواندن زبان چینی است! (بله، من هم وقتی فهمیدم دارد زبان چینی می خواند شاخ نسبتا بزرگی روی سرم سبز شد!) پیش از این دوستانی در کشورهای مختلف اروپایی و آمریکایی داشته ام. از انگلستان و فرانسه و کانادا و آمریکا و .... اما این یکی یک تجربه ی کاملا جدید است. گوانجوی چین. احتمالا روایت زندگی در گوانجو به جهت نو بودن روایت جذابی باشد. آن هم روایت مهدی شفیع زاده. به همین دلیل از او خواستم وبلاگی راه بیندازد. او هم در کمتر از چند ساعت دعوتم را اجابت کرد! +

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:44  توسط من  |